محمد رضا واليزاده معجزى

240

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

عقيده ميرزا محمد خان توجهى نكرده و اردو را از آبدانان به خرم‌آباد فراخواند . همان‌طور كه ميرزا محمد خان پيشگويى كرده بود ، اهالى آبدانان و عشاير صيمره اردو را محاصره مىكنند ولى مراد خان با عده‌اى به يارى اردو شتافته آنها را از غارت نجات داد . بالاخره برحسب ايراد عزيز اللّه خان ، سلطان حبيب اللّه خان و سرحددار به عنوان گروگان در خانه عزيز اللّه خان ماندند . عزيز اللّه خان به خرم‌آباد رفته و ميرزا محمد خان را در خانه حاج سيف اللّه خان والىزاده ملاقات [ نموده ] و مىخواهد مزاج سپهبد را از سخنان او بفهمد . مرحوم ميرزا محمد خان - كه مردى صريح اللهجه و بيباك بود [ و ] به جاى دادن پاسخهاى مبهم و چندپهلو كه رسم سياستمداران امروز دنيا است ، لبّ مطلب را بدون پيرايه و ابهام به طرف اظهار مىكرد - در جواب عزيز اللّه خان ، كه به ميرزا محمد خان گفته بود سپهبد قول ترخيص مير عباس خان و على مراد خان را به او داده ، ميرزا محمد خان ريش بلند و زيباى خود را روى دست انداخته و گفته بود : آقاى عزيز اللّه خان به اين ريش سوگند ، تو اين دو نفر را مرخص نمىكنى . دو ساعت بعد از ظهر همان روز عزيز اللّه خان نزد سپهبد رفت . بعد از رفتن او نصير خان به دستور ميرزا محمد خان تيمورى دنبال عزيز اللّه خان رفت تا از نتيجه كار او چيزى درك كند و به ميرزا محمد خان بگويد . نصير خان در كوچه پشت گرداب عزيز اللّه خان را ملاقات مىكند زمانى كه از پيش سپهبد بيرون آمده و مقدار زيادى پول سفيد از او گرفته و ضمنا قول گرفته بود كه اين دفعه به خانه برگردد و براى دفعه دوم كه به خرم‌آباد خواهد آمد ، هردو نفر موردنظر او را [ سپهبد ] مرخص خواهد كرد . عزيز اللّه خان به خانه خود برگشت و دفعه دوم براى انجام منظور خود به خرم‌آباد مراجعت كرده بود ، سپهبد در قبال تقاضاى عزيز اللّه خان در بن‌بست عجيبى قرار گرفت ؛ زيرا از يك طرف قرآن مجيد را مهر كرده و به عزيز اللّه خان داده بود كه او را حبس و يا اعدام نكند و به خانه و اموال و قيطولش هم كارى نداشته باشد و از طرف ديگر به او قول قطعى داده بود كه در سفر بعد كه او به خرم‌آباد خواهد آمد ، دو نفر نامبرده را مرخص نمايد . اينك سپهبد كه به خاطر تأمين امنيت و آرامش لرستان دست به اين ريسك زده بود نه مىتوانست خلاف قول و قسم خود رفتار كرده عزيز اللّه خان را هم توقيف و آبروى خود را در لرستان بريزد ، نه مرخص كردن مير عباس خان و على مراد خان به اين ترتيب كه عزيز اللّه خان به او تكليف كرده و با عجله هرچه بيشتر فشار آورده و انجامش را مىخواست با سياست عمومى و كلى او سازش داشت ؛ على هذا من باب مشورت و پيدا